تبليغاتX
دیشب یه فیلم دیدم: - VOLVER
سینمایی
داستان با صحنه ای شروع میشه که نشون میده زنهایی در قبرستان در حال تمیز کردن قبر

آشنایانشون هستندو از این بین دو خواهر به نامهای «رایموندا» و «سلو» هم بودند که پدر

و مادرشان در سانحه آتش سوزی دلخراشی مرده بودند و «رایموندا» میگفت که: مادرش در

آغوش عاشقش(یعنی شوهرش)  مرده!

و بعد «رایموندا» و خواهرش به همراه دختر رایموندا به دیدن خاله پیرشان رفتند..خاله پیری

که حتی قوه تشخیصش را از دست داده بود اما هنوز میتونست دونات درست کنه و از خودش

به تنهایی نگاهداری کنه!!!. «رایموندا» خیلی نگران خاله اش بود ولی همسایه اشان «آگوستینا»

که مادرش درست در همان روزی که پدر و مادر رایموندا مرده بودند ناپدید شده بود، از خاله

نگهداری میکرد...مادر آگوستینا یک زن هیپی بود و به ازدواج اعتقاد نداشت و دنبال عشق آزاد

بود! وقتی رایموندا و دخترش «پائولا» به خانه برگشتند «پاکو» همسر رایموندا مست بود و

معلوم شد که از کار اخراج شده.نگاههای هوس آلود او به دخترش روز بعد کار دستش میدهد و

در حالیکه سعی داشت به دخترش تجاوز کند و میگفت که من پدر واقعی تو نیستم توسط پائولا

کشته شد. رایموندا به کمک دخترش او را در پتو پیچید و به رستورانی که مال همسایه اش بود

و تعطیل بود منتقل و داخل فریزر آنجا قرار داد ..به طور اتفاقی اما گروه فیلمبرداری به رستوران

میایند و تقاضای غذا میکنند و رایموندا اول میگه که رستوران تعطیله اما بعد میپذیره که از اونها

پذیرایی کنه و کم کم وارد این کار میشه..درست در شبی که پاکو کشته میشه خاله رایموندا

میمیره ولی رایموندا نمیتونه که به مراسم خاکسپاریش بره.خواهرش سلو میره و اول در خانه

خاله اش با روح مادرش روبرو میشه و فرار میکنه.سپس در جمع زنهای ده که نشسته بود

اگوستینا تعریف میکنه که چطور روح مادر سلو اون رو از مرگ خاله خبر دار میکنه.شب وقتی

سلو به خانه برمیگرده از صندوق عقب صدای مادرش رو میشنوه و فکر میکنه که روحش برگشته.

مادرش با اون به  خونه میاد و دستیارش میشه در آرایشگاه به عنوان یه زن روسی..سلو هنوز

فکر میکنه که روح مادرش برگشته و لی نمیدونه دلیل این برکشت چیه؟ رایموندا بلاخره موفق

میشه به کمک دوستانش فریزر حامل جنازه همسرش رو به کنار دریاچه ای ببره و اونجا دفن کنه.

در همین حال آگوستینا که به سرطان مبتلا شده از رایموندا میخواد که با روح مادرش ارتباط پیدا

کنه و ببینه اون از مادر آگوستینا چی میدونه..اما رایموندا گوش نمیکنه.دوباره آگوستینا پیش

رایموندا میره و میگه که بارها صدای مادر رایموندا رو قتی که داشته با خاله اش صحبت میکرده

شنیده پس روح اون همیشه برمیگرده و از رایموندا میخواد که حتما با روح مادرش رابطه برقرار کنه.

چون که رازی این وسط هست و اون هم اینه که پدر رایموندا با مادر آگوستینا رابطه پنهانی داشته

و مادر آگوستینا نمیتونسته تحمل کنه.و درست همون روزی که مادر آگوستینا ناپدید شد که پدر

و مادر رایموندا در آتش سوختند..اما رایموندا اون رو بیرون میکنه.شب که رفته بوده پیش سلو

این حرفها روبه اون هم میزنه و سلو میگه که روح مادر پیش اون برگشته. و میخواد که اون رو به

رایموندا نشون بده در همین حال در یک شوی زنده تلویزیونی آگوستینا رو میبینن که داره در

رابطه با مادرش حرف میزنه اما وقتی به جریان ارتباط مادرش با پدر مادر رایموندا میرسه شو رو

ترک میکنه. رایموندا که از سلو واقع بین تره میفهمه که مادرش هرگز نمرده بوده ..رایموندا و

مادرش رابطه چندان خوب با هم نداشتند و دلیلش این بوده که رایموندا از دست مادرش دلخور

بوده.مادر رایموندا تعریف میکنه که همه چیز رو میدونه و اینکه پدر رایموندا بهش تجاوز کرده بوده

و پائولا هم دخترشه هم خواهرش..اما در اون موقع نمیدونسته با اینکه رایموندا فکر میکرده

مادرش میدونه و به روی خودش نمیاره! و بعد مادر رایموندا اعتراف میکنه که چون بین مادر

آگوستینا و شوهرش رابطه بوده و در عین حال از قضیه تحاوز شوهرش به دخترشون پی برده

بوده عصبانی میشه و خونه رو اتیش میزنه در حالیکه مادر آگوستینا در آغوش معشوقش بوده!!!!

و در واقع باقیمانده جسد، جسد مادر آگوستینا بوده..مادر رایموندا برای اینکه دستگیر نشه به

خانه خواهرش پناه میبره و وقتی اون رو مریض و ناتوان میبینه تصمیم میگیره که ازش نگهداری

کنه(در واقع اون دوناتها و نگاهداری از خاله کار مادر بوده) سپس روزی همه با هم اول به کنار

دریاچه میرن و رایموندا به دخترش میگه که پاکو اینجا رو خیلی دوست داشت و پائولو از کنده

کاری روی درخت میفهمه که مادرش اون رو اینجا دفن کرده ..سپس همه به خانه خاله میرن ..

شب مادر رایموندا به عنوان روح برای آگوستینا ظاهر میشه و ازش نگهداری میکنه و به دخترش

میگه که این حداقل کاریه که میتونه در قبال آگوستینا انجام بده برای اینکه مادرش رو کشته!!!

 

نمیتونم هیچ نظر خاصی در مورد فیلم بدم که خود فیلم نیاز به نظر نداره..بی نهایت روان و

خوش ساخت بوده ..مثل همه کارهای پدرو آلمودوار..بازیها عالیه بخصوص بازی پنه لوپه کروز

که جایزه اسکار رو هم نصیبش کرد.. ببینیدش حتما!!

+ نگارش  دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 2:19  توسط ladybird |