![]() |
![]() |
|
| سینمایی |
|
خلاصه داستان:
«آدا» زنیست که از سن شش سالگی بدون هیچ علتی لال شده و فقط با علایم صحبت میکنه. اما صدایش و افکارش رو با نواختن پیانو بیان میکنه.پدرش اون رو به همسری مرد زمینداری در میاره که در جای پرتی زندگی میکنه بالای کوه و در میان بومیان . برای همسرش بدون صدا بودن «آدا» مهم نیست.وقتی «آدا» و دخترش «فلورا» به ساحل میرسن ومنتظر استقبال هستند متوجه میشوند که پیانو رو نمیتونن با خود ببرن و پیانو باید در ساحل بماند. از همینجا «آدا» دشمنی و کینه رو با شوهرش در پیش میگیره. سپس از «بینز» که در روز اول همراه همسرش آمده بود کمک میخوان تا اونها رو به پایین و ساحل ببره..پس از اینکه سه تایی به ساحل میروند و«آدا» ساعتها به نواختن پیانو میپردازه «بینز» تصمیم میگیره پیانو رو در ازای ۸ هکتار زمین از شوهر« آدا» بخره..موافقت شوهر با این تصمیم خشم« آدا» رو بیش از پیش بر می انگیزه ..در تمام این مدت «آدا» به شوهرش اجازه همبستری شدن رو نداده بود. اونها تصمیم میگرن که «آدا» بعنوان معلم پیانو به «بینز» درس بده اما« آدا» متوجه میشه که «بینز» در ازای این نواختن ها تقاضاهایی از او داره...اول عصبانی میشه اما عشق به نواختن در او زیاد بوده و کم کم به تمام خواسته های «بینز » تن میده و در نهایت به شوهرش خیانت میکنه..یکبار« فلورا» که همیشه در کلاس درس بیرون از منزل «بینز» بوده از سوراخی در دیوار صحنه عشق بازی مادرش رو با «بینز» میبینه و به نوعی به شوهر مادرش که دیگه بعد از این جریان اون رو به عنوان پدر پذیرفته ،بیان میکنه.(پدر فلورا مردی بود معلم که با مادرش ازدواج نکرده بود و اون رو ترک گفته بود) شوهر آدا در جلسه بعدی کلاس به منزل «بینز» میره و از درزهای دیوار و در ،شاهد عشقبازی زن و دوستش میشه.. بعد از چند روزی زندانی کردن «آدا» در خانه به او و حرفش که گفت دیگه سراغ «بینز» نمیره اعتماد میکنه اما «آدا» جملات عاشقانه ای رو بر روی یکی از کلیدهای پیانو حک میکنه و از «فلورا» میخواد که اون رو به دست بینز برسونه اما «فلورا» اون رو به دست پدرش میرسونه. و شوهر آدا عصبانی میشه و با تبر یکی از انگشتهای« آدا» رو قطع میکنه و برای «بینز» میفرسته..شب وقتی که «آدا» در تب بود وقتی شوهرش میخواد که از بیحالی او اسفاده و با او سکس داشته باشه ناخودآگاه میشنوه که «آدا» جملاتی رو گفته...پریشان حال به خونه «بینز» میره و میگه که من این جملات رو شنیدم و روز بعد «آدا» و« بینز» و «فلورا» بهمراه پیانو جزیره رو ترک میکنند.اما دراقیانوس «آدا» از اونها میخواد که پیانو رو به دریا بندازن و وقتی اونها اینکاررو میکنن «آدا» هم پایش را در طناب متصل به پیانو میندازه و با اون به ته دریا میره.. اما وقتی مرگ رو به اینصورت به چشم خودش میبینه تصمیم میگیره که زندکی کنه و با در آوردن کفشش خودش رو از طناب رها میکنه و به سطح آب میاد..انتهای فیلم میبینیم که این سه باهم زندگی میکنن..
اصوولا من با خیانت مشکل دارم و تو ی این فیلم هم به نوعی یک خیانت نشون داده شد. اما فلسفه کسانی که اینگونه خیانتها رو توجیه میکنند شاید جای تامل باشه..در این فیلم نشون میده که شوهر آدا مثل بسیاری از آقایون به احساسات و عقاید زنش توجهی نداشت از دید اون پیانو بیخود بود اما بینز با موسیقی و نواختن آدا ارتباط پیدا کرده بود.یعنی زبان آدا رو فهمیده بود و میفهمید که اون بوسیله پیانو چی میگه..حتی خواسته های بینز از آدا از همون اول مثل نقاضای اینکه دامنش رو بالا بزنه و یا کتش رو در بیاره اول به نظر از روی هوس میاد اما در واقع حتی همین خواسته های بینز از آدا بر اساس عشقی بوده که او وسیله موسیقی به آدا دلبسته شده بوده.و آدا رو حس کرده بود.در واقع بین بینز و پدر فلورا وجهه اشتراکی بود هر دوی اونها تونسته بودن آدا رو با تمام وجود بفهمن..شنونده صداش باشن هرچند که اولی ترکش کرد اما دومی موندگار شد. یکی از قشنگترین دیالوگهای فیلم هم همین تعریف آدا از ژدر برای فلورا بوده: Ada:i have told you the atory of your father many many times Flora: oh tell me again.was he a teacher? Ada: yes Flora:how did you speak to him? Ada: ididn't need to speak.i could lay thoughts out in his mind like they re a sheet. Flora: why didn;t you get married? Ada:he became frightened and stopped listening البته دیالوگ اول و آخر فیلم هم به نظرم خیلی قشنگ بود..همینطور اون جملاتی که شوهرش در اون شب احساس کرد که شنیده. یک صحنه زیبا همون اولین باریه که در ساحل آدا شروع به نواختن میکنه و فلورا میرقصه...یکی از زیباترین صحنه های فیلم بوده و همینطور عکس العمل های یک کودک در این فیلم بسیار زیبا نشون داده شده و بازی شده.وقتی اون دختر از مادرش عصبانی میشه به خاطر اینکه با بینز راطه داشته و از دید اون کودکم این کار بد بوده با ناپدریش همراه میشه.. و حتی از مادرش میخواد که بینز رو نباید ببینه! فیلم امتیاز ۷.۴ از ۱۰ رو در سایت IMDB ، از بین ۲۰۲۹۷ رای دهنده اتخاذ کرده. و به نظرم بازیها بدون نقص و فوق العاده بود. |
|
+ نگارش
چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 13:45 توسط ladybird |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| فیلمهای قبلی |
|
خرداد 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 |
|
RSS
|