تبليغاتX
دیشب یه فیلم دیدم: - AMERICAN HISTORY X
سینمایی
 

کارگردان:Tony Kaye

نویسنده:David Mckenna

بازیگران:Edward Norton,Edward Furlong

محصول: ۱۹۹۸آمریکا

ژانر:جنایی/درام

کاندیدای جایزه اسکار برای بهترین فیلم درام و بهترین بازیگر نقش اول مرد در سال ۱۹۹۸

خلاصه داستان:

"درک وینیارد"که یک نئو نازی بوده بعد از آزادی از زندان متوجه میشود که برادر کوچکش

"دنی" همان راه او را رفته و برای اینکه او هم اشتباه خودش را مرتکب نشود میخواهد که

او را از این قضایا دور کند!

 

فیلم به دو صورت سیاه سفید و رنگی گرفته شده.به این صورت که وقتی سیاه سفید است

یعنی مربوط به وقایع گذشته و وقتی رنگی پخش میشه مربوط به وقایع اکنون!

شروع فیلم با حمله سه سیاهپوست به حیاط "درک" و شکستن شیشه ماشین او اغاز

میشه که متعاقبش "درک" دو تن از سیاهپیوستها رو میکشه. و به جرم قتل غیر عمد به

سه سال زندان محکوم میشه. "دنی" مقاله ای رو برای مدرسه و معلمش که قبلا دوست

پسر مادرش بوده تهیه میکنه که از کتاب "جنگ من" هیتلر نوشته شده بود. و این برای

معلم و مدیر نکران کننده است چون احتمال میدهند که "دنی" هم راه "درک" رو پیش بگیره..

مدیر مدرسه که یک سیاهپوسته، از دنی میخواد که براش تاریخ آمریکای مجهول رو بنویسه

و اینطوری "دنی" تمام اتفاقهای این مدت رو که چطور برادرش به زندان افتاد مینویسه.

در طول فلیم متوجه میشیم که دلیل نژاد پرستی درک از کجا نشات میکیره..برخلاف تصور

که فکر میکردند از زمانی این احساس در وجود درک جوانه زد که پدرش که مامور آتش نشانی

بود و برای خاموش کردن آتش به خانه ای که مشکوک به مکان اختفای مواد مخدر و قاچاقچیان

بود رفته و به دست یک سیاهپوست دلال مواد کشته شده است.اما در طول فیلم ، "دنی"

 اعتراف میکنه که این احساس از خود پدرش به "درک" رسیده و پدرش احساس تنفر نسبت

به فرهنگ آفریقایی آمریکایی داشته..در طول فیلم ما با صحنه ها ودیالوگهای جالبی رو برو

میشیم.از چیزهایی که نظر من رو جلب کرده اینه که سیاهپوستها هم از موقعیت خودشون

سوء استفاده میکردند و معمولا به آزار سفید پوستها میپرداختند.و این باعث میشد که

سفیدها هم عکس العمل نزاد پرستانه رو نشون بدن.یعنی در این فیلم یکطرفه فقط

سفیدپوستهای نژاد پرست رو نکوبونده.مثلا میبینیم که سه تا سیاهپوستی که اول فیلم

دیدیم در زمین بازی بسکتبال با سفید ها درگیر شده بودند و در واقع مسابقه ای برای تصاحب

این زمین بازی گذاشته بودند که هر کدام بردند دیگه اون یکی گروه نیاد و وقتی سفیدها جلو

افتادند سیاهها جو رو متشنج کردند!و وقتی "درک" و یارانش بردند اونها شب برای انتقام از

این جریان قصد دستبرد به ماشین "درک" رو داشتند که کشته شدند!!! و همینطور باز در زمان

حال میبینیم که چند دانش آموز سیاهپوست دانش آموز سفید پوستی رو در داخل دستشویی

مدرسه به باد کتک گرفتند و وقتی دنی با خونسردی اما تمام انزجار دود سیگار رو به صورت

یکی از اون سیاهها میفرسته اونها کینه دنی رو به دل میگیرند و قصد تلافی کردن رو دارند!

که در انتهای فیلم با کشتن دنی این تلافی رو انجام میدن!! در واقع در این فیلم حتی سیاهها

هم نزاد پرستانه عمل کردند.

چیزی که "درک" رو در زندان از عقیده نئو نازیش دور کرد همکاری با یک سیاهپوست در

خشکشویی زندان بود.هرچنر که درک در ابتدا با استهزا با دوست سیاهش برخورد میکرد اما

بعد از مدتی با اون گرم میگیره و این دوستی وقتی بیشتر میشه که از "درک" در مقابل

سیاهپوستها مراقبت میکنه. به این صورت که در زندان برای اینکه از تجاوز در امان باشند وارد

یک گروه از گنگ ها میشدند و "درک" هم گروهی از سفید پوستها رو انتخاب کرده بود اما

بخاطر رفتارهای "درک"، خود همون افراد گروهش به "درک" تجاوز میکنند اما بعد از این تجاوز ،

دوست سیاهپوستش مانع از این میشه که سیاهها به "درک" آَسبی برسونن و اینجاست که

تگلاین فیلم معنا پیدا میکنه:

"his father tought him hate,his friends tought him rage,his enemies gave him hope"

"پدرش نفرت را به او آموخت،دوستانش خشونت را، دشمنانش امید را به او دادند"

"درک" بعد از آزادی متوجه میشه که "دنی" در همون گروه زیر زمینی نئونازی وارد شده و

پیش رییس سابق خودش میره و طی درگیری به اون میفهمونه که نه تنها خودش از این

جریانات خارج شده که دنی هم خارج شده و کسی از اون گروه نباید به "دنی" نزدیک بشه.

"دنی" به این رفتار "درک" اعتراض میکنه و "درک" تمام تجربیاتش رو از زندان برای "دنی"

تعریف میکنه. این اعترافات در "دنی" تاثیر میذاره و دو برادر به خانه رفته و تمام عکسها و

پوسترها و آثار نئونازی بودن رو از دیوار پاین میکشند.و "دنی" تحقیقی رو که مدیرش به او

داده بود رو با تعریف این جریانات کامل میکنه.روز بعد که "دنی" به مدرسه میره در دستشویی

مدرسه همان سیاهپوستی که روز قبل کینه "دنی" رو به دل گرفته بود با چند شلیک "دنی"

رو از پا در میاره. فیلم با جمله ای که "دنی" از انتهای تحقیقش نقل میکنه به پایان میرسه..

جمله ای از آبراهام لینکن که با تمام فیلم سازگاری داشته:

we are not enemies,but friends.we must not be enemies.though passion may have

starined it must not break our bonds of affection.the mystic chords of memory...will

yet swell the chorus of the union,when again touched, as surely they will be,by the

                                                                                      "! better angels of our nature

 

"ما دشمن نیستیم، اما دوست.ما نباید دشمن باشیم. احساس خشونت(تعصب)

ممکنه فشار بیاره اما نباید پیوستهای عاطفه رو بشکنه.ریسمان مرموز خاطره اگر

دوباره لمس بشه برجسته خواهد شد.بطور حتم.، برجسته خواهد شد بوسیله

فرشتگان بهتر سیرت ما!"

 

بازی "ادوارد نورتن" در این فیلم بسیار تاثیرگذار بود.در زمانهایی که او یک نئو نازی است نهایت

نفرت رو در صورتش میشه دید.و از قسمتهای بینظیر بازیش به عقیده من، صحنه ای که

سیاهپوستها رو میکشه و وقتی پلیس سر میرسه لبخند فاتحانه ای تحویل برادرش میده و

کاملا نشون میده که از این کار احساس افتخار میکنه و در لحظه ایکه دستبند به دستش

میبندن تغییر چهره اش بینظیر صورت میگیره...و صحنه دیگری هم هست که بعد از اینکه دیوار

 اتاق رو از آثار نئو نازی پاک میکنند و به حموم میره بعد از حمام در آینه خالکوبی نشان نازیها

رو در روی سینه اش میبینه و دستش رو روی اون میذاره و کاملا شرمساری و پشیمانی از

نگاهش خونده میشه..

از قسمتهای زیبای دیگه فیلم هم صحنه درگیری خواهر درک با درک بخاطر مسایل نزاد پرستی

و همینطور توهین درک به دوست پسر مادرش که یک یهودیست، است.که یکی از دیالوگهای

قشنگ فیلم اونجا شکل میگیره که مادر درک بهش میگه :من از این شرم دارم که تو از بدن

من بیرون اومدی...

و باز صحنه ای که درک در حمام هست و ناخودآگاه خاطرات کودکی و بازی دو برادر در کنار

ساحل به یادش میاد.این صحنه ها بسیار زیبا انتخاب شده!

فیلم دیالوگهای زیبایی داره در عین اینکه از الفاظ رکیک در 95 درصد فیلم استفاده میشه.

بطوریکه طبق آمار imdb ،  از f"word"  ، دویست و پنجاه مرتبه استفاده میشه!

این فیلم در سایت imdb امتباز 8.6 از 10 رو به خودش اختصاص داده.

+ نگارش  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 13:27  توسط ladybird |