تبليغاتX
دیشب یه فیلم دیدم:
سینمایی

 

لازمه من یه دو سه تا توضیح اینجا بدم..من اصلا منتقد فیلم نیستم،بلد هم نیستم همچین کاری

کنم.من فقط و فقط فیلمهایی که میبنم رو بعد از دیدن در سایتهای اینترنتی دنبالشون میگردم.هرچی

اونا نوشتن و به نظر شخصیم بیشتر جور بود اینجا مینویسم.یعنی هیچ کدوم اطلاعات من و یا قدرت

تحلیل من نیستن.بعدش میگم که از ایمن فیلم خوشم اومد یا نه.

حالا چطور فیلم میبینم؟یکی از بستگان فیلم باز رفته مسافرت و فیلمهاش به امانت دست منه!منم

روزی یه فیلم میبینم که حوصلم سر نره..همه جور فیلم از خوب یا بد،در این امانتی وجود داره.

از دوستای وبلاگ نویس اهل فیلم و سینما میخوام بهم کمک کنن.و هر چی بلد نیستم یادم بدن..

*******************************************************************

 

کارگردان اپیزود اول(the hand):ونگ کار وای(wong kar wai)

کارگردان اپیزود دوم(equilibrium):استیون سودربرگ(steven soderbergh)

کارگردان اپیزود سوم(the dangerous thread of things):میشل آنجلو آنتونیونی

(michelangelo antonioni)

سال:2004

eros یک سه گانه است که سه فیلم کوتاه با کارگردانی سه کارگردان مختلف از کشورهای مختلف

پیرامون درک و ایده اونها در مورد عشق یا سکس و یا بهتره بگم اروتیک(شهوت) ساخته شده.

eros چند معنی داره که معنی شهوت برای این فیلم به کار رفته.این فیلم بر اساس سه گزینه:

1.erotic(شهوت و شهوت گرایی)

2.about eroticism(تجسم سکس با هنر و خیال پردازی)

3.both of them (هر دو)

ساخته شده.

فیلم اول به نام «دست»(the hand) توسط کارگردانی کره ای ساخته شده و موضوعش در مورد رابطه یک

روسپی با خیاطش است.این روسپی به مرور زمان موقعیت و طرفدارانش را از دست میدهد ، و از دور

خارج میشود و خودش این را به سختی میپذیرد.خیاطش که از اولین دیدارشان به دلیل لمس شدن

توسط زن به او دل بسته شده بود تنها کسی بود که در بدترین روزهای اون زن هم دوستش داشت و

همراهش بود.و نهایت به یک هم آغوشی خیلی ساده دست یافت.این فیلم بر ساس گزینه اول ساخته

شد.

فیلم دوم به نام «تعادل» یا «آرامش »(equilibrium) داستان یک مرد فروشنده یا تاجریه که خوابهای

تکراری و دقیقا یه شکل میبینه.و این خوابها اونو مشوش کرده و پیش یک روانشناس میره که خود این

روانشناس آدمی بوده که تمایل به دیدن روابط جنسی دیگران داشته.و در حالی که مریضش برای او از

مشکلش تعریف میکنه روانشناس با دوربین به بیرون از اتاقش نگاه میکنه و احتمالا چیزی مثل رابطه

جنسی دیگران در پشت پنجره های دیگر رو جستجو میکنه.خواب مرد در مورد زنی غریبه است که در

خواب بسیار واضحه و در خواب اون مرد با زن رابطه داره اما درست خواب با رفتن اون زن و به صدا در

اومدن تلفن تمام میشه.و این همیشه عینی تکرار میشه.صحنه ای که مرد داره با دکترش صحبت میکنه

به صورت سیاه سفیده که من نمیدونم دلیلش چی بود شاید این اتفاق در ضمیر ناخود آگاه بوده..اما

خوابهایش همیشه رنگیند. بعد از اینکه خوابش برای دکتر تعریف میشه از دکتر میخواد که یه کم بخوابه.و

دوباره خوابش را مبییند.این بار فیلم نشون میده که با به صدا اومدن زنگ تلفن صدای ساعت مرد هم

درمیاد و او از خواب بیدار میشه و جالب اینه که میبینه تمام رفتارایی که زن غریبه داشته عینا در واقعیت

زن خودش داشته..فقط صورت فرق میکنه(اونجور که من فهمیدم مرد با زنش هم مشکل داشته) و بعد

فیلم نشون میده که مرد در محل کارشه این بار رنگی و این محل کار همون مطب دکتر روانشناسه!!این

فیلم هم بر اساس گزینه دوم ساخته شده

فیلم سومthe dangerous thread of things  در مورد زن وشوهری هستش که در تعطیلات به سر میبرند

و هیچ سازشی با هم ندارند مرد میخواهد از تعطیلات لذت ببرد و با زنش هم آغوشی داشته باشد اما

زن یک ریز غر میزند و دعوا راه می اندازد.در ادامه فیلم مرد با زن دیگری روبه رو میشود و با او رابطه برقرار

میکند.در انتهای فیلم زن دوم در ساحل با بدن برهنه میرقصد  و وقتی بر ساحل دراز میکشد میبینیم که

همسر مرد هم برهنه در حال رقص است و این دو وقتی با هم روبرو میشوند فقط به هم خیره میشوند و

فیلم تمام میشه...

این فیلم یه صورت dvd عرضه شده.امتیاز IMDB هم 5.2 از 10 بوده.

نظر شخصی من در مورد این فیلم اینه که شاید یه بار ارزش دیدن فقط برای پر کردن وقت داشته باشه.

قسمت اولش بیشتر قابل لمس و قابل قبوله.دوم و سومش رو خوشم نیومد.نمیدونم چه حرفی برای

گفتن داشت یا چه چیزی میشه ازش استنباط کرد.شاید چون پیچیده هم کرده بودنش و میخواستن

انتهاش یه جوری عجیب تموم شه این دو اپیزود برام جالب در نیومد.اگه کسی دیده بهم بگه چی از

انتهای اپیزود دوم و سوم فهمیده!

اول هر فیلم رو با نمایش نقاشیهایی که پیرامون سکس هست شروع میشه ولی آهنگی که روش بود

خیلی زیبا بود.

هر اپیزود دو بازیگر اصلی داشت البته اپیزود سوم سه تا. بقیه آدمها دیده نمیشدن و باید خودمون حدس

میزدیم که چی به چیه.مثلا در فیلم دوم وقتی دکتر با دوربین به بیرون نگاه میکنه از حالتهاش  میشه

فهمید دنبال چیه..

در فیلم سوم هم اگه اصطلاحشو اشتباه نکنم SOUND FFECT فوق العاده ای داشت.

چیز جالبتری هم که دیدم این بود که کارگردانای شرقی و جهان سومی شاید خیلی ساده تر همون حرف

رو که کارگردانای معروف و مدرن میخوان بزنن رو بیان میکنن.همونطور که گفتم فیلم اول ساده تر و فابل

لمستر بود تا دومی که خب کارگردان معروفی مثل سودربرگ ساخته...نمیدونم چرا در سایت

 WWW.JEEVIMOVIES.COM نوشته اگه کسی این فیلم رو برای EROTIC خریداری میکنه کمی در

قسمت اول و سوم بهش میرسه..اما من فکر نمیکنم این فیلم یه فیلم EROTIC  بوده باشه به نظرم

فیلمی در این رابطه بوده و حداقل  یه بار میشه دیدش.

+ نگارش  سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 15:12  توسط ladybird | 
 

کارگردان:تود فیلد(todd field)

نویسنده: تود فیلد بر اساس کتابی به همین نام نوشته تام پروتا(Tom perrota)

ژانر:درام/عاشقانه

بازیگران:کیت وینسلت(سارا پیرس)،پاتریک ویلسون(براد آدامسون)،جنیفر کانلی(کتی آدامسون)،جکی

ارل هالی(رونی مک گروی) گرگ الدمن(ریچارد پیرس)

محصول:آمریکا.۲۰۰۶

نامزد اسکار و گلدن گلاب

خلاصه داستان:

فیلم با صدای یک کودک که میگه: میای با من قدم بزنی؟ آغاز میشه.و بعد با گزارشهای خبری که نشان

از آزادی فردی به نام «رونی مک گروی»  بود که دو سال به علت اینکه در مقابل یک کودک خودش را لخت

کرده  زندانی بود.این فرد به منطقه مرفه نشینی برای ادامه زندگی بعد از آزادی میره که اعتراضات خانواده

ها و نگرانی والدین از حضور چنین شخصی در محلی که پر از کودک هست رو در پی داره.فیلم در ادامه

به پارکی میره که مادران بچه هاشون رو برای بازی به اونحا میبرن و خب صحبتهای خاص زنانه هر روز بین

اونها رد و بدل میشه..در بین این مادران زنی هست به نام «سارا» که از بحثهای عامیانه اون زنها

خوشش نمیاد و همیشه یادش میره که خوراکی بچه اش-لوسی- رو با خودش بیاره.روزی در پارک مردی

خوش تیپ  به همراه بچه اش وارد میشه که زنهای دیگه اون رو از قبل میشناختن و بهش لقب «سلطان

رقص»(ترجمه زیرنویس فیلم) داده بودن.روز بعد هم «سلطان رقص» با پسرش میاد و «سارا» متوجه

میشه که زنها به او توجه خاصی دارند.نتیجه اینکه وقتی قرار است «لوسی» را برای تاب بازی ببرد یکی

از زنها با او شرط میبندد که اگر شماره اش را بگیرد ۵ دلار به او میدهد..«سارا» و« سلطان رقص» که

نامش «براد» هست با هم سر صحبت را باز میکنند و وقتی «براد» آماده رفتن میشود «سارا» جریان

شرط بندی را به او میگوید.اما چون خودکار ندارد برای اینکه زنها را شوکه کند از «براد» میخواهد که او را

بغل کند و سپس همدیگر را میبوسند اما نه تنها زنان از این حرکت شوکه میشوند که خود این دو نفر

 احساس خوبی پیدا میکنند و در ادامه فیلم دیده میشود که آنها در خلوت این بوسه را بارها تداعی

میکنند.از آنطرف فیلم به زندگی هر کدام از افراد فیلم میپردازد:

«براد»،مردی که فارغ التحصیل حقوق هست اما دوبار در امتحان وکالت رد شده.همسرش «کتی»

،کارگردان فیلمهای مستند هست و کار میکند اما «براد» چون بیکار است در خانه میماند و از بچه

نگهداری میکند.این دو همدیگر را دوست دارند اما به خاطر مشغله کاری زن و بیکاری مرد و همینطور

حضور بچه که همیشه در اتاق آنها میخوابید باعث سردی روابط بینشان شده بود.«براد» هر هفته یک

 شب برای درس خواندن به کتابخانه میرفت اما در واقع وسط راه به تماشای نوجوانهای اسکیت بازی

مینشست و از بازی آنها لذت میبرد.در یکی از همین شبها «لری»،که یک پلیس بازنشسته هست

-بعلت اشتباه در تیراندازی به پسری ۱۳ ساله مجبور به بازنشستگی شده بود- برخورد میکند که او

رییس انجمن والدین دلواپس در مقابل «رونی» بوده.«لری »، «براد» رو به تیم شبانه فوتبال دعوت میکنه

و از این به بعد تفریح جدیدی به زندگی «براد» وارد میشه.

 

«سارا» که با شوهرش و دخترش در خانه اعیانی که ارث مادر شوهرش بود زندگی میکند.شوهرش

«ریچارد» طبق روایت راوی فیلم روزی در شرکت به طور اتفاقی با سایت سکسی رو بهر و میشود و در

آنجا از زنی که عکسهایش را گذاشته بود خوشش می آید و از آن روز همه زندگی و فکرش آن زن و

عکسها و کارهایش بود و نتیجه اینکه روزی وقتی در خانه  و در اتاق کارش خود ارضایی میکرد «سارا» 

او را میبیند و به نوعی با او قهر میکند.همین مسئله باعث میشود که «سارا» بیش از پیش به یاد بوسه

ردو بدل شده بین خود و « براد» بیفتد.«سارا» تصمیم میگیرد که از آن به بعد هر روز با «لوسی» مثل

«براد»و «آرون»(پسرش) به استخر شهر برود و کم کم ارتباط این دو بیش از پیش و هر روزه میشود .

 

فیلم با همین روند ادامه پیدا میکند تا روزی که ارتباط دوستانه آنها در خانه« سارا» به عشقبازی می

انجامد. بعد از آن روز بارها و بارها این اتفاق میافتد و آن دو بهم نزدیک و نزدیکتر میشوند که حتی

حسادت «سارا» نسبت به «کتی» را برمی انگیزاند. «براد» در امتحان وکالت این بار شرکت نمیکند و به

جای آن با «سارا» به یک گردش دو نفره میروند.بعد از بازگشت «کتی »که از« آرون» صحبتهای زیادی در

مورد «لوسی» و «سارا» شنیده بود از «براد» میخواهد که مادر و پدر« لوسی» را برای شام دعوت کنند

در مهمانی شام بر اساس رفتارها و حرفهای «سارا»، «کتی» به ارتباط آنها شک میکند و مادرش را

میخواهد که به آنجا آمده و مواظب شوهرش باشد.از آن به بعد مادر کتی همه جا همراه براد و نوه اش بود

و براد و سارا فقط با هم سلام میکردند و راه هر گونه ارتباطی بسته بود.شبی «براد» مسابقه فوتبال

داشت و مادر زنش او را همراهی نکرد بعد از مسابقه که آنها برده بودند «سارا» در جایگاه تماشاچیان به

تشویق «براد» پرداخت و آنها دوباره با هم به عشق بازی پرداختند و براد به سارا پیشنهاد داد که با هم

فرار کنند. در همان شب لری که مست بود به خانه رونی میرود و آنجا با شلوغ بازی و داد وبیداد مادر

رونی را از خواب بیدار میکند پیرزن بر اثر عصبانیت دچار حمله و به بیمارستان منتقل میشود اما

میمیرد .لری هم بخاطر ایجاد مزاحمت بازداشت میشود.شب بعد که شب قرار براد و سارا بود براد از

پسرش خداحافظی میکند و نامه ای برای همسرش مینویسد و از خانه خارج میشود سارا هم با لوسی

از خانه خارج میشود و به پارک که محل قرارشان بود میرود.براد در حالی که به سوی پارک میدوید با بچه

های اسکیت باز برخورد میکند و به اصرار آنها یکبار اسکیت را تجربه میکند که بر اثر همان یکبار دچار

اسیب میشود.سارا که منتظر براد بوده به جای او با رونی که دوان وارد پارک شده بود و به حالت عصبی

گریه میکرد مواجه میشود.او که از آمدن براد نا امید میشود و برای لحظه ای هم لوسی را گم میکند پس

از پیدا کردن لوسی با او به منزل میرود.انتهای فیلم به این صورت است که براد از پلیس میخواهد که

همسرش را خبر کنند و راهی بیمارستان که میشود کتی هم میرسد و. لری که از مرگ مادر رونی

ناراحت است برای عذر خواهی پیش رونی میرود و میبیند که رونی برای اینکه به مادرش ثابت کند که

پسر خوبی میشود به خودش آسیب رسانده.و لری بلافاصله او را به بیمارستان میرساند.

!!!!!اوف چه خلاصه داستان طولانی..خب آخه بلد نیستم کمتر از این بنویسم نمیشد چند تا آدم

 زندگیشون در این فیلم کاملا نشون داده شده بود..و من باید مینوشتم..و اما نظر شخصی!!!

تازگیها احساس میکنم روند جدیدی در فیلمسازی آمریکاییها شروع شده..فیلمهایی مثل crash یا babel

که چند تا خانواده رو با مشکلاتشون بهم ربط میدن در عین اینکه ربطی بهم ندارند..و از بهم ریختگی

پیوندهای خانوادگی،سو تفاهمات و ارتباطات آدمها با هم حرف میزنند..شاید هیچ کدوم این سه تا فیلم

 شبیه هم یا ارتباطی بهم نداشته باشند ولی من اینا رو مثل هم دیدم.خب نظر شخصیه.در این فیلم

چیزی که خیلی نظرمو جلب کرد این بود که بنیانهای خانواده چقدر سسته و چقدر راحت آدمها

تعهداتشون رو نسبت به هم از دست میدن.البته این در جوامع آزاد خیلی بیشتر از کشور خودمونه اما ما

این روزها در ایران هم شاهد این مسایل هستیم ومتاسفانه دنیا دنیای تنهایی هاست.در این فیلم

تنهایی هر کدوم این آدمها به نوعی به چشم میاد..هیچ کدوم از زندگی خودشون راضی نیست .همه

احساس تنهایی میکنند..به نوعی هیچ کدوم همراه واقعی در زندگی ندارند.

یه چیز دیگه هم که به شخصه نظرمو جلب کرد صحنه کتابخوانی زنها بود.چند تا پیرزن جلسه کتابخونی

داشتند و در اون جلسه ای که قرار بود سارا هم حضور داشته باشه کتاب «مادام بواری» رو خونده

بودند.من از این قسمت فیلم بیشتر از همه خوشم اومد.نشون میده که سارا قبلا این کتاب رو خونده و

دید بدی داشته اما این بار که خونده چون خودش تجربه خیانت به شوهرش رو داشته خیلی قشنگ

تونسته تفسیر کنه و مادام بووارب رو از هرگونه اتهام بری بدونه.و قشنگیش اینه که وقتی زنهای دیگه

در مورد این کتاب و موضوعش نظزات خودشونو میگن سارا صحنه های سکسش با براد رو تداعی میکنه.

فیلم جالبی بود.البته زیرنویس فارسیش انقدر بد بود که احاس میکردی چه دیالوگهای احمقانه ای داره

ولی اگه به انگلیسی ببینیدش بهتره..خب میخوام اینجا مثل  شهاب نویسنده وبلاگ عشق فیلم از

امتیاز این فیلم در IMDB بگم که این فیلم امتیاز ۸.۶ از ۱۰ رو گرفته و همینطور این سایت به شما میگه که

اگه از این فیلم لذت بردید فیلمهایی چون:

Little fish/American beauty/The stepford wives/Terms of endearment و A map of the world  رو

امتحان کنید..خب امتحان کنید من که فقط American beauty رو دیدم..اما من میگم با نظر شخصی

Crash و Babel  رو امتحان کنید!!!(اونایی که فیلم باز حرفه ای و کلی منتقدن به من زیاد گیر ندید من فقط

فیلم میبینم..)

+ نگارش  شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 19:47  توسط ladybird |